ريش ملا

ملا نصرالدين در يك مسجد رفته بود و وعظ ميكرد. تمام كساني كه در آنجا بودند به حرف او گوش ميدادند. يك نفر كه در آنجا بود زياد از سوز گريه ميكرد. مردم سبب گريه او را پرسيدند و او گفت: بزي داشتم كه ريشش به ريش ملا شبيه بود. حالا كه ملا ريش ميجنباند به ياد بز ام كه قبلا مرده است مي افتم

فرستنده: حيلا جان

Tags:

Get more stuff like this
in your inbox

Subscribe to our mailing list and get interesting stuff and updates to your email inbox.

Thank you for subscribing.

Something went wrong.