Dari Jokes
ورد شما را به صحفه فكاهي خوش آمديد ميگوييم
اگر شما هم فكاهي داريد و ميخواهيد كه شامل سايت ما شود لطفا َ آنرا به اي ميل آدرس
ذيل ارسال كنيد از همكاري شما دوستان عزيز سپاسگزاريم

ترس از زن
يك روز دو مرد در يك قريه تصميم گرفتند تا اشخاصيكه از زن هاي خود ميترسند را با يد براي ما اثبات شود. و اين اعلان را در قريه نمودند كه صبع همه شما ها جمع شويد. صبع شد و همه مرد ها جمع شــــــــــدند و هردو مرد صدا كرد هركس از زن خود ميترسد در زير بيرق سرخ استاده شود و كسيكه نميترسد در زير بيرق آبي استاده شود. همه مرد ها در زير بيرق سرخ استاده شدند و يك مرد در زير بيرق آبي استاده بود. دو مرد از وي پرسيدند: چرا مگر شما از زن تان نميترسيد؟ مرد جواب داد: شب زنم برايم گفت اگر صبع در زير بيرق سرخ استاده شده بودي باز مه همرايت كاردارم
فرستنده: طغيان شيرزاد ,
ويس عادي
عشق در خانه
يكروز يك پسر و يك دختر در خانه عشق ميكردند. پسر به دختر گفت بيا طفل پيدا كنيم، پنج دقيقه كار است و صاحب يك بچه ميشويم. دختر فكري كرد و گفت: پنج دقيقه كار است ولي واي به حال من كه
9 ماه و
9 روز و
9 ساعت آنرا داونلود كنم
فرستنده : حيدر
شستن سر
یک احمق سر خود را
بدون آب انداختن شامپوزده بود از بیش اش پرسان کردند چرا این طور میکنی. گفت: در
پشت بوتل شامپو نوشته است برای مو های خشک استعمال نمائید
فرستنده:
شاپور شريفي كابل افغانستان
دختر جوان در هوتل
یک دختر جوان به یک هوتل در شهر رفت
تا برای خود یک اطاق بگیرد هوتلی برای دختر گفت که تمام اطاق ها هوتل گرفته شده و
فقط یک اطاق دو نفری که دو تخت خواد دارد باقی است که در آن هم در یک تختش یک
دیوانه خوابیده است دختر از اینکه هوتل دیگری نزدیک نبود مجبور شد که اطاق را قبول
کند وقتیکه دختر داخل اطاق شد دیوانه برای او گفت شروع کنم دختر ترسید و گفت نه خیر
حالا من مانده استم بعدا ً به این ترتیب دیوانه بعد از ساعت ها سوال خود را تکرار
کرد و از طرف دختر جواب منفی شنید بلاخره صبح شد و باز هم دیوانه سوال کرد دختر دید
که حال وقت رفتن است از دست دیوانه چیز نمی آید گفت شروع کن دیوانه شروع کرد به
تپله زدن با زبان خود دم دم دم دپ دختر گفت خاک در سر تو من از ترس تمام شب بیدار
ماندم کار تو همین تپله زدن بود.
فرستنده:
محمدی کوهستان کاپیسا
روزی یک خانم 150
کیلویی در سرویس بالا شد نگران سرویس ازوی پرسید ببخشید اسم شما چیست ؟
خانم با نازو کرشمه خاص خودش جواب داد غنچه
اگر این غنجه بشگفد چه خواهد شد
فرستنده:
احمد جواد امید رحیمی
کابل افغانستان
صحفه بعدي
1
2 3
4 صحفه قبلي

|