پلانهای انکشافی و ویژه گیهای اقتصادی افغانستان

نویسنده: اسلام الدین اندیش
تاریخ نشر: 2008-06-18

دت زمان گذشته به وضاحت نشان داد که در افعانستان تا اکنون هر پروژه یا بنگاهی تاسیس یا ساختمان گردیده تصادفی بوده ونه ازروی اولویت هاودر نظرداشت شرایط ویژه اقتصادی افعانستان ورنه با همین پول های گویا مصرف شده هم میشد که نتایج به مراتب بهتری راشاهد باشیم , امروز بحران کنونی فقر گرسنگی که دراثر نبودن کار وودر نتیجه نداشتن عواید جهت تامین معیشیت بوجود نمی آمد , همه میدانیم که ازدیاد سطح مصرف که خود باعث تولید بیشتر وسرمایه گذاری بیشتر وجذب افراد بیشتر بکارمیگردد واین دور تا رسیدن به رفاه هم چنان ادامه میداشت اگر افراد زیادی به کار مشغول میبودند البته با اندکی فراز ونشیب که اقتصاد دانها از آن بخوبی آگاه اند.واینکه ویژه گی های اقتصادی افعانستان کدام ها اند وچرا بدون در نظر داشت انها هرگونه برنامه انکشافی موثریت لازم را نخواهد داشت ,درنگی مینمائیم. جای شک نیست که افعانستان را ناگزیر کشور زراعتی قبول کنیم چون بیشتر از هشتاد فیصد نفوس در رزاعت اسمآ مصروف اند ولی قادر نیستند حتی غذا برای خود تهیه بدارند پس نباید واژه کشور ژراعتی را که عمدتآ به کشور های اطلاق میشود که نه تنها احتیاجات داخلی را رفع میکنند بلکه مازاد آنرا صادر نموده از پول آان بخشهای دیگر زندگی خودرا تکافو مینایندولی درکشور ما برعکس که همه درین روزها شاهد هستیم نزدیک است که انسانها از گرسنگی بمیرند ونتیجه اینست که کار رزاعت از یک طرف عنعنوی وازجانب دیگر موسمی بوده و در طول سال شاید ماهی را دهاقین مصروف به معنی حقیقی آن باشند وباقی سال فقط بیهوده تلف میشود واین ایام گرانبها نباید بیهوده بگذرد.

چون ثروت باکار سخت, دایمی و یا از بدوران انداختن سرمایه بوجود مآید وبس وقتیکه کار نیست ومردم شاغل ! از چه مدرکی می توان انتظار داشت که حد اقل بخور نمیر برای شهروندان یک کشور فراهم شود و و ظیفه هر دولت در قدم اول اینست و چیزیکه متاسفانه اقتصاد دانهای ما یا متوجه ان نشده اند و یا اگر شده اند توجهی نکرده اند.ومسئله بسیارمهم دیگر اینکه سالانه نفوس افغانستان رو به ازدیاد بوده وبا برگشت کننده گان از کشورهای دیگرهمه ساله حدود نیم ملیون بطور وسط ازدیاد میابدو اگر رقم فوق را جمع بیکاران فعلی, بدون در نظر گرفتن بیکاران موسمی و بیکاری های پنهان در نظر بگیریم,ومیبینیم که بیشتر از نیم نفوس بیکار, و اگر تعدادی به ظاهر کاری دارند مزد ومعاش پرداخت شده در مقابل آن آنقدر ناچیز است که تکافو یک هفته را نمیکند چه رسد به ماه! که باز هم میبینیم که با این افراد آسیب پذیر از لحاظ تامین معشیت تعداد بیکاران بیسیار بیشتر ازآن است که بشکل رسمی انتشار مییابد حتی بالاتر از شصت فیصدنفوس. در اکثرکشور های جهان وقتی سطح بیکاری از پنج فیصد بیشتر گرددبه معنی عدم موفقیت دولت و نزدیک شدن به بحران اقتصادی را دارد و, خوب تصور نمائید که دولت افعانستان در حا لیکه خوب میداند که منشه تقریّبا تمام بدبختی ها در افعانستان فقر است و بیکاری؛ولی باز هم از همه مسئولیت ها شانه خا لی کرده و صرف با گفتن اینکه , تهیه کار وفقر زدائی وظیفه سکتور خصوصی است خودرا برائت میدهندکه شایسته یک دولت منتخب نیست. بهتر است دولت افعانستان وسکتور خصو صی در یک هم آهنگی کاری وسرمایه گذاریهای جداگانه و یا مشترک وپلان گذاری دقیق تا با این چالش مبارزه نمایند,چه نه سکتور خصوصی ونه دولت به تنهائی توانای مقابله با این مشکل جدی را دارند. وهم برای موثریت بیشتر برنامه های شغل افزائی شرایط خاص اقتصادی را که در پائین ارایه میگردد اگر در پلان گذاری ها مد نظر بگیرند نتایج قابل قبول را بار خواهد اوردهر کشور وهر منظقه از لحاظ تقسیمات کار ویژه گی های دارد که در نظر گرفتن انها می تواند در ارتقای سطح اقتصاد ان کشور یاساحه بسیار با اهمیت باشدطور نمونه درمناطق شمال وجنوب غربی افعانستان محصولاتی از قبیل خربوزه تربوز خوب میتواند محصول بدهد نسبت به گندم ویا در شمالی انگور در قندهار وتگاب انار ودر بامیان کچالو ,نسبت سایر نباتات..

در بغضی ولایات رشد نبا تات صنعتی مثل لبلبو پنبه نهایت خوب بوده بویژه پنبه که آسیب پذیری آن در مقابل امراض نباتی کمتر بوده ومدت نگه داشت آن خیلی طولانی در کشورما هم محصول خوب داده و هم کیفیت آن بسیار عالی بوده وبه مراتب اقتصادی خواهد بود تا در مناطق مساعدبرای کشت پنبه , آگر پخته تولید کنیم و ِا در مناطق که میوه خوب حاصل میدهد و در بامیان کچالو, اگر انرا فروخته بجای آن گندم خریداری نمائیم که درینصورت به عوض از پول فروش پنبه میوه ویا کچالوکه در عین ساحه زمینیکه اگر گندم کشت میکردیم یک خروار محصول میداد وباکشت پخته میوه کچالو وفروش آن می توانیم دو خروارگندم, خریداری نمائیم وچنانچه کشور های قزاقستان, استرا لیا…….. بیشتر از لحاظ تقسیمات بین المللی کار گندم کار اند و نفع شان در کاشتن گندم است چون برایشان فی واحد ارزانتر تمام میشود تا پنبه .میوه وحتی کچالو, ولی برای کشور ما طور نمونه پنبه ارزان تمام میشود تا گندم با وجودیکه بصورت عنعنه وی بدون در نظرداشت جوانب مفیدیت اقتصادی ان از سالیان متمادی گندم کشت شده وکشت میگرددکه به هیچ وجه به نفع دهقانا ن و کشورمانیست ومحصوصآ اگر پنبۀ در کشور خود ما مثل گذشته تولید پروسس و به تکه تبدیل شود که قیمت آ ن چندین برابر افزایش یافته(چنانچه در قراداد مس عینک که غنیمت بزرگی است برای انکشاف اینده افغانستان بخوبی مشاهده میگردد که برای دولت قیمت مس به شکل ناپخته ان یعنی یک بر پنج تادیه میگردد و چار بر پنج آن متعلق به استخراج وپروسس کننده مس میباشد و یا به عباره دیگر وقتی مواد خام مراحل پروسس را طی کند به پخته تبدیل شود قیمت آن چهار تا پنج بار ویا بیشتر ازآن افزایش میابد که متاسفانه نسبنت بی توجهی مقامات مسئول با وجودیکه تعداد از کالاها امکان تولید آن در داخل کشورموجود بوده وهست هنور کالاهای کشورهای دیگررا با قیمت گزا ف وارد مینمایم و با وجودیکه فابریکه نساجی گلبهارکه در نوع خودبزرگترین وپر منفعت تر ین فابریکه در منطقه بود وبیش از 12000 کار گر را جذب وبیش 75 ملیون تکه را تولید و ظرفیت اعظمی تولید آن تا صد ملیون متر تکه در حال گسترش بودکه بر آثر نارامی ها از فعالیت باز ماند تا اکنون به همان حا لت وجوددارد , وبا وجود امکان باز کشائ آ ن با مصارف اندک وتغیرات جزئی غیر فعال بوده وهنوز برنامه ئی برای باز کشائی آن روی دست نیست

وهم برنامه های تاسیس فابریکات مشابه که در گذشته در کشور ما موجود بودند را هم روی دست ندارند وچنانچه با فعال شدن فابریکه نساجی گلبهار وسایر نساجی ها وقسمتی از نیازمندی پوشاک مردم مارا تکافو و هم روغن نباتی بسیار صحی از پنبه دانه آن تولید گردیده که در طعم ذائقه بی رقیب وهم چنان وبعضی مواد ضروری دیگر از قبیل صابون وغیره راهم میتوانند که تولید کنند ومجبور نباشیم تا این اشیارا از کشور های خارجی با نرخ بلند خریداری نمایم و عین موضوع در خریداری برق هم مطرح است در حالیکه آب وافر با سرکوب های بلند داریم در طول هفت سال وملیارد ها دالر نتوانستند حتی ساختمان یک بند برق را روی دست گیرند

چون در افغانستان سطح بیکاری به شکل سرسام آوری بلند است و تامینات اجتماعی همچون کشور های دیگر وجود ندارد پس و یگانه منبع فقط تهیه کار وشاغلیت هرچه بیشتر مردم, در پلانها باید حق اولویت بیابد تا ملخوظات دیگر و طور مثال پلانی را می خواهیم ترتیب کنیم ومقدار سرمایه ای داریم و امکان آن است که مثلآ در زمینه تهیه نوشابه و هم امکانی داریم در بخش نساجی سرمایه گذاری کنیم. واضح که سکتور خصوصی همیشه علا قه مند به مفاد بیشتر است واگر به عین سر مایه بتواند مفاد مورد انتظار را از تهیه آب آ شامیدنی بدست بیاورد بهیچ صورت حاضر نخواهد بود در بخش دیگری مثلآنساجی که بیشتر کار بر بوده ومراحل تولیدی زیادی را تا پخته شدن طی میکند سرمایه گذاری نماید در حالیکه مردم کشور ما و به کار ضرورت وفقط پروژه های کاربرباید بیشتر مد نطر قرار بگیرد. در حالیکه سکتورخصوصی بیشتر به مفاد فکرمیکند تا شاغلیت با مفاد کمتر, بنآ انتظار از سکتور خصوصی که توانانی بکار گماشتن تعداد قابل ملاخظه را داشته باشد خیالی واهی بوده نباید فقط به سکتور خصوصی به تنهائی بسنده کرد و باید دولت چه بشکل دولتی کوپراتیفی و بصورت مشرک ویا سهامی تعدادی از بنیاد های شغل افزائی را روی دست بگیرد یعنی اقتصاد مختلط را در عمل پیاده کند و به ویزه در زمینه های ایکه تجارب قبلی وجودارد از جمله احداث فابریکات کار براز جمله فابریکات سمنت و نساجی هاکه در گذشته وجود داشتند همچون نساجی بگرامی ,گذرگاه ,جبل السراج, بلخ, پلخمری , پشمینه بافی قندهار وکابل و دها نساجی خورد بزرگ دیگردر ناحیه صنعتی شهر کابل وشهر های دیگر… واز همه عمده ومهم آن یعنی نساجی افغان گلبهار , که در آن زمان این فابریکات در مجموع بیش از صد هزار نفر را به کار تامین و بیش از دوصد ملیون متر تکه را تولید میکردند و تا حدودی رونقی ولو اندک ,دراقتصاد وسطح رفاه مردم و کشور بوجود اورده بودند و یا به عبارت دیگر برای هر فرد افغان در آن زمان ده متر تکه تولید که به همان پیمانه از فرار اسعار از کشور جلوگیری میکردند و دها تاثیرات اقتصادی دیگر که گنجایش بر شمردن آن درین جا نیست و امروز از آن فابریکات خبری نیست ولی خوشبختانه فابریکه نساجی گلبهار هنوز دست نا خورده به حالت رکود قرار دارد که به اندک توجه ومقداری بودجه جهت تغیر ویا تبدیل ماشین های آن ضرورت است که به شکل پیشرفته امروزی عیار گردد این مامول می تواند با خواهش از دونر ها بر اساس کمک های وعده شده این ماشین آ لات مدرن از کشور هندوستان و یا چین که نهایت ارزان دست یاب میگردندخریداری و بجای ماشین آلا ت که کمی کهنه شده قبلی , نصب وبه دوران انداخته شود که درین صورت سنگ تهدابی گذاشته خواهد شد برای یک افغانستان مرفه و هم در ظرف مدتی پول بدوران انداخته شده دوباره جبران گردیده و فابریکه با تمام تاسیسات ان که همینحالا بیش یکملیارد ارزش دارد و هم وکار گران که به مرور زمان و ماهر میشوند تر بیت وبه نساجی های دیگری جهت تدویر آنها تقدیم که درین صورت هر سنت سرمایه گذاری شده طی دوران خویش نتنها کار گرانرا با معاش تامین و ازمدرک مفاد در امدی دایمی خواهد بود برای تقویت بودجه دولت , و ناگزیریم بپذیریم که صنعت نساجی از ویژه گی های اقتصادی افغانستان است وباید رشد داده شود, اگر نساجی های دیگری قابل احیا باشند خوب ورنه پلان احداث فابریکات جدیدی از این قبیل روی دست گرفته شود تا ما از حالت کشور مصرفی بر ائیم و طوریکه در بالا ذکر گردید از لحاظ تقسیمات کار برای کشور ما کشت پنبه ومیوه جات و پروسس انها ان خیلی ارزان تمام خواهد شد چنانچه در گذشته شرکت پروسس میوه قند هار, نیشکر در ننگرهار, قند در بغلان ,سپین زردر کندز , هرات …..وجود داشتند بر علاوه چون این فابریکات بیشتر کار بر بودند تا سرمایه بر پس برای تعدادی قابل ملاحظه کار و در نتیجه معشیت تامین میگردید وهم تجارب غنی در زمینه وجود دارد که نباید نادیده سر سری از ان گذشت و در کشورهای پیشرفته جهان بسیار به تجارب ارج می نهند وهر تاسیس جدیدی ر ابر مبنای تجارب گذشته وبر اساس همان تهداب قبلی انکشاف میدهند نه چون دولت مداران ما که بالای تجارب تکیه نکرده بناهای گذشته را یکسر فراموش ویران کرده وخود هم نمیتوانند بجای آن چیزی بسازند که کاریست بس نگران کننده ویرانگر,باید بالای تجارب گذشته غور نمایندو اگر اندکی مطابق زمان نباشد , انر اطبق آن عیار و آزآن ها استفاده نمایند , استفاده ازین تاسیسات ولو کمتر مدرن به مراتب بهتر ازین کهکه اموال ئیگران را مصرف ومردم خودرا در فقر قرار دهیم بنشنیم ومنتظرباشیم که دونرها برای ما کمک کنند ولی باید بدانیم که این کمکها تا ابد نخواهد بود وبه فکر مردم وکشور خود, خود, باید باشیم , باید دقت نمود و هنوز تعدادی از کارگران گذشته وجود دارند گرچه شاید به سن کهولت نزدیک باشند ولی میتوانند دوران , این فابریکات را تضمین و از استخدام خارجی ها با مبالغ هنگفت نیز جلوگیری نمایند ادامه دارد.

Tags: