ضرورت انتخاب مدل اقتصادی منا سب برای افغانستان

نویسنده: اسلام الدین اندیش
تاریخ نشر: 2008-02-10

همه آ گاهی داریم که از روی کار آمدن دولت فعلی بیش از نیم دهه میگذرد و اگر به دست آورد های آ ن نظری اندازیم دیده میشودکه به تناسب مبلغ و زمان ضایع شده کارچندانی انجام نگردیده که درین جا میتوانیم از قول مسئولین بلند پایه دولتی ارقامی راذکرنمائیم

نظر به قول مشا ور اقنصادی رئیس جمهور از هر دالریکه به افغانستان داده شده است صرف شانرده سنت 16آن بر ای بازسازی مصرف وهشتاد چهار سنت آن هدر رفته است ویا ارقامی راکه اتاق های تجارت در رابطه به اشتغال ذکر میکنند که در طول این مدت صرف 85000 که ا نهم اگر حقیقت داشته باشد, در سکتور خصوصی جذب بکار شذه اند و رقم اول واضح است که برای باز سازی رفاه مردم فقط شانزده سنت مصرف شده متباقی صرف از یک حساب بانکی به حساب بانکی دیگری انتقال یافته وبس و اما در تامین اهالی بکار قرار ارقام موجود منابع معتبر جهانی در افغانستان 15ملیون قوای مستعد به کار وجود دارد اگر قبول کنیم که نصف آن در زراعت مشغول اند که نیست! ورنه مختاج وارد نمودن غله از کشور های همسایه نمی بودیم ومتباقی یعنی 7.5 ملیون بیکار بوده که هشتاد پنجهزار ان درسکتور خصوصی بکار گماشته شده اند یعنی 7.415000ملیون بیکار میباشندخود می توانید تصور نمائید که چه تعدادی بزرگی بیکار اندکه به تناسب بیکاری یعنی نداشتن عواید و سایر امکانات برای زنده گی رقمی ایست که در تاریخ هیچ کشوری با در نظر داشت نفوس آن چنین رقمی وجود ندارد و این در حالییست که بیش از شصت کشور و موسسات معتبر جهانی در افغانستان حضوردارندو بیش از و شانزده ملیارد دالر را ظاهرآ به مصرف رسانده اند .

ونتیجه آن اینست که انسانی صرف به40 دالر یا 2000افغانی بفروش برسد و یا مردمی در کران منجان., مناطق دیگر…………. علف وسبزه بخورندو یا که مردمان آواره ایکه از چند سال بدین طرف در مخروبه ها باریرا بنام زنده گی بدوش بکشند , اطفالی با شکم گرسنه پا و سربرهنه بالای برف سوزان ایستاده تمام وجود شان از سرما کبود شده دندان های شان بهم نمی آید حتی وتوانائی گپزدن را ندارند و تکه پاره ئ اگر یخن دارد دامن نی اگر دامن دارد یخن نی بنام لباس درتنشان و مثل بید از سر ما می لر زند درچنان مخروبه های ایکه در دیوارهای آن هزاران شگاف حتی گاهی چهاردیواری هم ندارند گوئی از ابد بی سقف بوده اند وکه با تکه پار ه های پلاستیکی هم بجای سقف و هم بجای شیشه اگر خوشبخت بوده باشند که ویرانه شان حفره ئی بنام کلکین داشته باشد آنرا پوشانده اند که با وزش هر شمالی از جا کنده میشوند خود با اطفال قد نیم قد در همین سرمای طاقت فرسا در همان مخروبه ها بدون چوب ذغال یا وسایل دیگر گرم کننده حتی لباس رختخواب مناسب در سرمای شدید که هیچوقت در افغانستان سابقه نداشته شب روز را سپری میکنند نامش هم است زندگی وچیزیکه همیشه دولت آز آن به افتخار و دست آورد یاد میکند که آواره گان را به وطن عودت داده اند .

برای اینکه این آواره گان بویژه آ نا نیکه یتیم اند از سرما گرسنه گی نمیرند برای خود خواهر برادر کوچکتر ازخود بهر قیمتی که میشودبا آنهمه کوچکی باید تلاش می کنند تا اقمه نانی بدست آ ورند , البته چوب ذغال چیز های اند که در خواب هم ا نرا نمی توانند تصور کنند.

در کا بل سایر شهر ها بهر طرف که نگاه میکنی درهر رهگذری کنا ر پیاده روی مقابل دوکانی , زنی طفلی, پیر مردی نسشته در حالیکه چهر ه های شان از شدت سرما از سرخی به کبودی گرائیده , با لبا س های پاره پاره در حالیکه اشکهای بیچاره گی را در رخسارشان یخزده به هزار زحمت دست های لاغر خودرا بطرف عابرین دراز نموده وبا گردن های پت و با صدای حزین وناله مانند و تقریبا با تن های برهنه که در حال لرزیدن از گرسنگی سردی اند طلب کمک منمایند ,روزانه چندین تن آنان بدون سر صدا بویژه اطفال پدرود حیات میگویند چیزی نا خورده نابرده از این جهان با هزار آرزو ارمان میروند و کسی اصلا به عنوان مسئول خمی به ابرو هم نمی اورد و هم عده مجبور شده اند جگر گوشه های خودرا به فروش برسانند در مقابل دو هزار افغانی و یا دو بوری ارد در کمپ های مهاجرین در غرب کشور وحتی در کندز,و یا هم علف خوردن مردم کران منجان در شمال شرق کشور و روزی نیست که چند تن شان از سرما گرسنگی نمیرندولی افسوس کسی نیست که بداد شان برسد نه دولت منتخب با همه وعده های چرب نرم ملیارد ها دالر کمک های خارجی و نه هم هزاران موسسه خارجی که مثل مور ملخ به افغانستان سرازیر شده اند بنام کمک به باز سازی افغانستان ملیارد ها دالر را از کشور های کمک کننده اخذ و ظاهرآ به مصرف میرسانند نیز خبری نیست

,و هم آنانی است که زمانی دارای همه امکانات , ماموریت , تجارت , خانه , زمین و غیره بودند وبه اثر نا آرامی ها به کشور های همسایه مهاجر دار ندار خود را, از دست داده اند بی همه چیز بی سر پناه بی نان آب با چندین طفل قد نیم قد با شنیدن از کمک های جهانی برای بازسازی افغانستان به امید زندگی بهتر دوباره به وطن برگشت نموده که در اکثر ولایات کشوربشمول کابل در مخروبه ها زنده گی میکنند که از چندین شبانه روز ریزش شدید برف پی هم ادامه د ارد عده ائ در تهدید مرگ قرار دارند و تعدادی از هموطنان ما در برف کوچ ها گیر مانده اند , بیشتر ا1000 نفرجان شان رااز دست داده اند عده هم کاشانه های شان که صرف بنام خانه بوده است غلتیده و هنوز معلوم نیست که که زنده است و کی مرده و در زیر برف آوار قرار دارند و هم بسیار جنازه های که هنوز دفن نشده اند واز طرفی هم دولت ایران با کمال بی مروتی سنگدلی درین سرمای سوزان مهاجرین را که به امید لقمه نانی و سپری کردن ایامی انهم با هزار زحمت بزور ابله کف دست خود در آنکشور زندگی میکر دند بدون در نظر داشت حق همسایگی و حرمت به انسان بویژه زنان اطفال آنها را جبرآ اخراج می نماید گرچه آخرین اخبار حاکی از ان است که بطور موقت از اخراج مهاجرین صرف نظر نموده اند.

تصور کنید که وسعت فاجعه ازکجا تا کجا است ضعف دولت تا کدام اندازه معاونت تا چه اندازه جدی زیرا ممکن است کوچکترین کمک جان انسانی را نجات دهد زهی سعادت ورنه با اندکی غفلت ممکن است که تعدادی دیگری نیز جان های شیرین خودرا از دست بدهندبا مقدمه قوق میخواستم خاطر نشان سازم که دولت افغانستان میخواست یا می خواهد کاری نماید ولی موانع جدی یا شایدبا طرز تلقی نادرست ا ز مفهوم اقتصاد مارکیت خودرا بی طرف بی عرض وانمود نموده همه چیز را به سکتورخصوصی واگذار نماید در حا لیکه حتی مطابق صراحت ماده سیزده قانون اساسی که دولت برای انکشاف صنایع ,رشد تولید, ارتقای سطح زنده گی مردم ,و حمایت از پیشه وران پروگرام های موثر را,طرح تطبیق می نماید.

ولی دولت تا حال کدام صنایع را انکشاف داده, کدام شی مورد ضرورت را تولید نموده و از پیشه وران چگونه حمایت کرده است یا اینکه فقر را را کاهش داده باشد که همه میدانیم کدام کاری موثری صورت نگرفته است و متاسفانه تقریبآ از زبان مسئولین بلند پایه دولتی شنیده میشود که وظایف فوق به سکنور خصوصی ارتباط داشته و خودرا مبرا میپندارند عالی جنابان باید بدانند که افغانستان کشوریست با ویژه گی های خاص خودکه باید, با در نظرداشت آن ویژه گی ها عمل نمود , نه باتقلید کور کورانه از کشور های دیگر زیرا هنوزکشور ما درمر حله قرار ندارد که سکتور خصوصی به تنهای بتواند جوابگوی نیاز مندی های آنی وجدی کشور ما باشد

اگر نظری گذرا به کار کرد های دولت طی سالهای گذشته انداخته شود بخوبی دیده میشودکه با وجويکه در تعدادی از ساحات اقداماتی صورت گرفته ولی به تناسب مبلغ مصرف شده وزمان از دست رفته واينکه هيچ يک از تاسيسات زيربنايی اقتصادی تا هنوز احيا نگرديده است ميرساند که ازين مبالغ بصورت معقول ، استفاده نگرديده ، ورنه بايد نتايج حاصلهً بسيار بيشتر ازين می بود.

اکثر ناظران اقتصادی به اين باورند که عدم موجوديت يک ستراتيژی معين و انتخاب یک مد ل اقتصادی مناسب مطابق ویژه گی های کشور ما ا که همه قوا ، وسايل ، امکانات را بسوی اهداف تعيين شده سوق دهد ، تمام ارگانهای دولتی و خصوصی بتواننددر روشنائی ان تصاميم لازم را اتخاذ و برويت آن عمل نمايند سد راه میباشد .در افغانستان یگانه مدل اقتصادی ، ایکه می تواند فقررا از بین ببرد وسطح رفا ه مردم را ار تقا دهد اقنصاد مختلط است که هم دولت هم سکتور خصوصی و کوپراتیفی هریک جدا گانه و یا به شکل سهامی , دولت وخصوصی فعالیت نمایند همچو نساجی افغان یا بیمه ملی افغان و….. که در گذشته وجود داشتند و نتایج فعالیت شان قناعت بخش بود ومطمئنآ همه تکه های مرغوب نساجی افغان وخدمات ار زنده بیمه ملی افغان را به یاد دارند . زمانی من هم خوشبختانه یکی از کار کنان بیمه ملی افغان وشاهد شفافیت و موثریت در کار های ان بودم و لازم میدانم از همه کار کنان آن زمان در راس آقایان عبدالرشید بینش و بعدآ مرحوم محمد یوسف دین که حتی زندگی خودرا بخاطر خفاظت دارای های عامه ,از چور چپاول از دست داد یاد آوری نمایم, که همه با کمال صداقت ,عشق به میهن ومقدس دانستن وظیفه خدمت به مردم را وجیبه ای خود میدانستندولی امروزبا این همه مشاورین چندین هزاردالری وحضور وسیع جامعه جهانی ,ادارات دولتی نه تنها موثریت وشفافیت ندارند بلکه تا گلو در فساد اداری عرق اند که خود مسئولین بلند پایه بارها اعتراف نموده اند وهم در هیچ موردی نظر واحد ندارند که بیشتر ناشی از بی بر نامه گی عدم موجودیت یک اداره کارآ موثر است

طور مثال ، انرژی برق که موضوع جدی برای رفاه امروز و فردای کشور است که جهت تامين مردم و تاسیسات اقتصادی به انرژی بايد طرح ها و پلانهای دقيق و همه جانبه داشته باشد که متاسفانه حتی در همين زمينه بسيار جدی پلان و طرح دقيق وجود ندارد. باوجوديکه شايد در جهان تنها کشوری باشيم که (8% تا 10% ) اهالی کشور ما با انرژی برق تامين ميباشد ، در حاليکه منابع سرشار آبی و هم منابع ديگری همچو باد ، افتاب, گاز و ذغال سنگ بقدر کافی داریم که نيز می تواند در تولید برق از آ نها استفاده صورت گیرد .

اين رقم تاسف آور را از هر صد نفر هشت نفربه برق دسترسی دارند. به يک تناسب قابل قبول مثلا 50% مردم از انرژی استفاده کنند بلند ببريم. حتی در همين زمينهً بسيار جدی ، هم مقامات دولتی هر کدام طرح ، نظر خود را دارند که بخوبی پيداست که ره بجايی نمی برد. فقط وقت ، پول به هدر خواهد رفت چنانچه خریداری برق از کشور های همسایه ,در حالیکه تمام جامعه جهانی با ملیارد ها دالر و متخصصین با معاشات چندین هزار دالری در افغانستان حضور دارند , دولت افعانستان در همین مدت کافی نتوانست حتی گامی کوچکی که قابل لمس باشد در زمینه بر دارد ور نه امکان آ ن میسر بود که در چندین جا که امکانات احداث بند و تولید برق وجود دارد بجای خرید خود اقدام به احداث بند ها و تولید برق می نمودند با در نظرداشت اينکه کمک های جامعه جهانی ابدی نبوده و شايد روزی برسد که چنين امکانات در اختيار مردم افغانستان قرار نگيرد بناء لازم می افتد تادر پالیسی اقتصادی فعلی که بر مبنای آن رفاه اقنصادی و زدودن فقر, بیکاری فقط برای سکتور خصوصی واگذار شده تجدید نظر صورت گیرد, چه سرمایه گذاری این سکتور روی يک سلسله پروژه های است که نمی تواند برا ی اکثر هموطنان ما کار را تامين ، مواد خام کشور ، مخصوصا توليدات زراعتی را به پخته ، نيم پخته تبديل ، اختیاجات مردم را تکافو , سبب جلوگيری از فرار اسعار به حد توقع گردد .

یا به عباره دیگر این سکتور به تنهای قادر نخوا هد بود تا آ نچه را در ساحه اقتصاد آ رزو داریم حتی در دراز مدت بر آورده سازد گرچه دولت هم در بعضی ساحات توجه جدی نموده بویژه در قسمت بازسازی شاهراه ها ، تا حدودی کار صورت گرفته است. البته اين کاريست بس موثر ، ولی بايد دانست که تمام راهها ، سرکها کم اهميت نمی تواند در تقدم قرار گيرد و نبايد روی آنها وقت ، پول زياد را مصرف نمود. بلکه به تمام ساحات بويژه حياتی بصورت متوازن سرمايه گذاری نمود. هدف از سرمايه گذاری در شرايط فعلی بايد آن باشد که در ضمن رفع احتياج ، مدرک عوايدی ثابت ودايمی ، اشتغال تعدادی را بدنبال داشته باشد. يعنی از هرسنت ايکه سرمايه گذاری ميگردد بايد دالری بدست بیاید دوباره بدوران افتیده , جبران و بازدهی چندين چندرا ، نه در دراز مدت بلکه در کوتاه مدت تا حد امکان بصورت مستقيم نه غير مستقيم را بايد داشته باشد و هم در چنان ساحاتی بايد سرمايه گذاری صورت بگيرد که طيف وسيعی از اهالی کشور بصورت مستقيم يا غير مستقيم از آن نفع ببرند بويژه آن ساحات ايکه بتواند قسمتی از احتياجات ما را به اموال خارجی رفع و کار ثابت و دايمی را به هموطنان تامين ، در ضمن سبب تشويق کشت نباتات صنعتی, مانع کشت نباتات غير قانونی مضر هم گردد. با احداث و دوباره فعال سازی تعدادی از تاسیسات که قبلا وجودداشتند و هنوز عیر فعال اند, میتوان در ساختن زير بنای اقتصادی آينده افغانستان بهره گرفت, خوشبختانه همین امروز از گشایش دوباره فابریکه خاته سازی کابل اطلاع یافتیم که خیلی امید وار کننده برای ا ینده بهتر میباشدو از تمام مسئولین وزارت محترم شهر سازی که چنین اقدام بجا مناسب را عملی نموده اند به عنوان یک شهروند در حقیقت از نام تمام آنانیکه روزهارا بی نتیجه پی یافتن کاری سپری میکردند و اکنون صاحب کار شده اندیک جهان سپاس عرض نموده و از بارگاه پروردگار بی نیاز برای شان سر فرازی هرود جهان راتمنامی نمایم .

بايد ذکر نمود که سرمايه گذاری درچنين ساحات خواهد توانست زيربنا و شالودهً را بسوی جامعه متمدن که مشخصهً عمدهً آن صنعتی بودن آنست گذاشته شود. زيرا نيازمندی جامعه صنعتی در ضمن عوامل متعدد يکی هم کدرها و کارگران ماهر است که می تواند اين مامول هم از طريق بلند بردن سطح دانش حرفوی ( مطابق نياز عيار نمودن تعليم و تربيه ) و ايجاد مکاتب حرفوی و هم از طريق تجارب کارگران ساده که طی مدتی قادرند به کارگران ماهر تبديل گردند بر آ ورده گردد

برای اينکه کشور ما بتواند در آينده های نه چندان دور متکی بخود ( خود کفا ) گردد ، لازم است تا در وهلهً اول همانطوريکه در فوق اشاره شد ستراتيژی معين اقتصادی را به اساس رحجانات در نظر گ

رفتن عوامل متعدد که تعدادی از عوامل مختص کشور خود ما است ، طرح و ترتيب ، به منصه اجرا قرار دهد. رکن های اساسی آن بايد طوری عيار شود ، که خود کفايی اقتصادی ، رفاهيت عامه را تامين نمايد.

بادرنظر داشت اينکه هر کشوری ، حتی هر منطقه و ناحيه از لحاظ تقسيمات کار ، دارای ويژگی ، مزيت های نسبی بخصوص ميباشد. ولی بصورت عموم افغانستان چون کشور زراعتی است چنانچه چند دهه قبل تجاربی بيشتر در زمينه اعمار فابريکات نساجی داشت و چندين فابريکه نساجی در گوشه و کنار افغانستان فعال بود و هنوز از کارگران آن دوران ، گرچه به سنين کهولت رسيده اند وجود دارند. و هم تعداد ماشين آلات اگر مصئون مانده باشند . گرچه شايد امروز نتوان از آن بصورت قبلی استفاده نمود ولی سرمايه گذاری در زمينه احيای آن فابريکه ها چندين حسن را خواهد داشت که نسبت به سرمايه گذاری در ساحات جديد ديگری ميتواند اقتصادی ارزيابی گردد. و از جمله يکی اينکه حد اقل ساحه معين مشخص ( زمين فابريکه ها ) اگر اتفاقا تعدادی از شاپ ها يا ساير موسسات آن موجود باشد که چه بهتر . ورنه مدت مديدی را که صرف سروی های مقدماتی ، تحليل های اقتصادی ميگردد البته با کمی صرف وقت می توان برمبنای سوابق موجود, کاری را سازمان داد.

يعنی از لحاظ صرف وقت ، تعيين محل و شايد يک سلسله عوامل ديگر سهولت هايی باشد که هست
از جانب ديگر مسئله کار برد مواد خام آنها که اکثرا از پنبه ، پشم لبلب نیشکر وساير پيداوار داخل کشور استفاده خواهد نمود. خود زمينه تشویق کشت نباتات صنعتی چون پنبه , لبلبو, نیشکر وغیره خواهدشدو از کشت مواد مضر جلوگیری به عمل خواهد آمد .

همچنان فابريکات قند ، سمنت ،روغن همچنانيکه در گذشته موجود بوده ، اندوخته های تجاربی غنی درين زمينه ها وجود دارد بهتر است هرچه زود تر بالای آنها غور عميق صورت گرفته به احيای ، باز سازی آنها اقدام شود. بويژه سپين زر کندز که به عنوان فابريکه مادر ، پروسس ابتدايی پخته را انجام ميداد.صابون ، روغن ، کنجاره .وتخم بذری ( پنبه دانه ) وغيره ضروريات نه تنها دهاقين مناطق مختلف از جمله ولايات کندز , بغلان ، تخار و حتی يک قسمت از ضروريات شهر کابل را با روغن نباتی بسيار عالی مرفوع می نمود که دوران اين فابريکه بزرگ علاوه براينکه هزاران کارگررا مشغول کار ثابت دايم و صاحب درآمد کرده بود ، خدمات زيادی را به دهاقين که پخته آنها را می خریدند نيز انجام ميداد. نمايندگی های مختلف آن در تمام ساحات پنبه کار ولايات شمال کشور يعنی مناطقيکه توليد پخته ( پنبه ) در آن ساحات صورت ميگرفت که بیشتراز دو ملیون دهاقین از آن نفع می بردند چنانچه امسال نیزحاصلات پنبه کندز عالی بوده ولی نسبت عدم فعال بودن تاسیسات قبلی پنبه رابه نرخ ارزان به کشور های دیگر فروختند . فعلا نيز آن امکانات موجود است که بايد توجه صورت گيرد ، دهاقين تشويق گردند تا نباتات صنعتی چون پنبه ، لبلبو وغيره را کشت نمایند. و ازین طریق میتوانیم حداقل معيارسطح جهانی عايد سالانه سرانهً را بتوانيم افزايش دهيم . يا به مفهوم ديگر که دولت فعلی افغانستان که عايد سرانه سالانه را مبلغ 500 دالر هدف قرار داده است نايل شويم. درحاليکه اين رقم در چند کشور جهان در حال حاضر بالا تر 50000 دالر است.

به پيوست آن نساجی گلبهار که در حدود 12000 تن کارگر در سه شفت در آن کار می نمودند ، تکه های بسيار مرغوب که سرت اول آن در همان زمان به کشور آلمان که ماشین ها آن ساخت آنکشور بود فروخته می شد. متباقی در داخل کشور بنام نساجی افغان عرضه ميگرديد. که توليدات سالانه آن هفتاد و پنج مليون متر تکه در سال بود.

اگرنفوس فغانستان را در همان زمان 15 مليون فرض نماييم پس برای هر نفر 5 متر تکه توليد ميکرد. که تقريبا يک سوم از احتياجات ما را به تکه های خارجی مرفوع می ساخت و از فرار اسعار جلوگيری ميکرد.از پوشیدن تکه های بار زده بی کیفیت خارجی مردم مارا بی نیاز می نمود. لازم میدانم که از درایت ووطن دوستی و آ ینده نگری پدر اقتصاد افغانستان مرحوم جنت مکان عبدالمجید خان زابلی یاد آ وری نمایم چنانچه ابتکار احداث تقریبآ تمام فابریکات درافغانستان با نام او پیوند نا گسستنی دارد باید دولت افغانستان وتمام بخش های اقنصادی, کار های آن مرحوم را سر مشق قرار داده و گام به گام ان اهداف را تطبیق نمایند.

همچنان باز سازی فابريکات نساجی گذرگاه و بگرامی ، چند دستگاه ديگر در پلخمری ، مزار شريف و هرات ، پشمينه بافی کندهار را می توان در اولويت ها قرار داد. گرچه فابريکات ديگری نيز بايد مورد توجه قرار بگيرد ، چون جنگلک, خانه سازی, فابريکه چوب کنر ، قند بغلان ، نيشکر جلال آباد ، فابريکات سمنت غوری ، جبل السراج ، هرات وغيره و هم تعدادی از پروژه های سروی شده قبلی به شمول کانال ها ، بندهای آب و برق که در انکشاف اقتصاد کشور رول بس مهم خواهند داشت.

بصورت خلاصه : نبايد دولت منتظر سرمايه گذاری خصوصی دراين زمينه ها در آينده های نزديک باشد. بايد خود در احيا و بازسازی آنها اقدام کند زيرا سرمايه گذاری های خصوصی بيشتردر پهلوی مفاد به امنيت ، مصئونيت سرمايه گذاری خود فکر می کنند ، که در اکثر مناطق افغانستان اين مامول در حال حاضر موجود نبوده ، علاوتا نيروی محرکه انرژی ، چون برق ، ساير مواد سوخت تاسیسات لازم زیر بنائی نيز می تواند در کندی سرمايه گذاری ها خصوصی درين ساحات نقش داشته باشد. گفته می توانيم در آينده های قريب شايد سرمايه داران خصوصی علاقه ای به احيای تاسيسات فوق الذکر نشان ندهند
پس وظيفه دولت است تا در قدم نخست به چنين پروژه ها که تجارب قبلی در زمينه موجود است ، مواد خام آنرا پيداوار داخلی تشکيل ميدهد مراحل مقدماتی سروی های آن نيز آماده است و تا حدودی تاسیسات ان ها موجود است که اگر دولت بخواهد سر از نو همچو تاسیسات رابنا نهد تنها برای سروی و یافتن ساحه ای از هر لحاظ اقتصادی سال هادر کار خواهدبود بر علاوه ملیارد دالر تا همچو نساجی گلبهار یا سپین زر کندزجدیدآ اعمار شود بنآاحیا وباز سازی ا ین تاسیسات شرط حتمی افغانستان آباد خواهد بود.

اين تاسيسات ظرفيت ، امکانات آنرا خواهد داشت تا عده زيادی را شاغل به کار و هم می تواند شالوده زير بنايی باشد برای آينده افغانستان « متکی بخود » و هم دراين تاسيسات هر دالری که سرمايه گذاری ميگردد احتمال زياد دارد که در مدت کوتاهی جبران شود. عوايد ناشی از آن برای بودجه کشور و نسل بعدی باشد. چون هر حرکت اقتصادی دور تسلسلی دارد بناء خود می تواند در تامين امنيت نقش اساسی داشته باشد بدين مفهوم وقتی شخصی شغل دايمی يافت ، توانست خود و خانوداه خود را تامين کند ، ديگر سلاح بدوش نمی کندو هم زمان داشتن شغل و کار شراقتمندانه طرز نفکر را با ل انیز میبرد وچنین اشخاص می توانند خوب را از بد بویژه در قسمت خفظ نگه داشت دارای های عامه تشخیص نمایند . در ضمن دهها تاسيسات ديگر ضمنی که متمم چنين زير بناها ميباشد چون سرکها ، پلها ، مکاتب ، کلينکها در جنب چنين تاسيسات به اساس ضرورت اعمار خواهند شد. قدمی خواهد بود بسوی فردای بهتر .در اخیرآ رزو مندیم که کشورما به توفيق خدای متعال ، بازو و همت جوانان کشور ، بسوی فردايکه ره بسوی جامعه مرفه از طريق بلوغ فنی بکشايد رهسپار شود. وروزی شاهد آن باشیم که فرزندان مان دیگر محتاج لقمه نانی نباشند.

Tags:
NOTICE: We are in process of moving to a new design, as result of this you may encounter links which are not accessible.
+

Get more stuff like this
in your inbox

Subscribe to our mailing list and get interesting stuff and updates to your email inbox.

Thank you for subscribing.

Something went wrong.